حفظ فرهنگ اصیل ایرانی، عمقی شدن نگاه مسؤولان به مقولهی خطر نامریی هجمهی فرهنگی
همچنین توجه به صدمات اقتصادی و تجاری که توسط ورود کالاهای خارجی به کشور تحمیل می شود نیازمند توجه و بازبینی است.
تبدیل مصرف تولیدات داخلی در میان مردم به یک عادت، فرهنگ و در مرتبهی بالاتر یک فریضه، امری بسیار مبارک است که در این مجال سعی میکنیم به ابعاد و زمینههای فرهنگ سازی و ابزارهای آن اشاره کنیم.
به نظر میرسد مهمترین و حساسترین پل ارتباطی میان مردم و برنامه ریزیان این امر، رسانه است.
در دنیایی که مردم وابستگی انکارناپذیری به رسانهها و آموخته ها و دانستههایشان از طریق رسانهها دارند همچنین به خاطر انتظاری که از رسانهها، به خصوص از رسانه ملی میرود و با توجه به فرمایش امام (ره) که تلویزیون را دانشگاهی عمومی میدانستند، رسانه در تبدیل کردن مصرف داخلی به یک عادت و فرهنگ برای مردم میتواند نقشی اصولی و هدفمندی ایفا کند.
رسانهها در زندگی روزمره مردم نقش اساسی در بازنمایی مفاهیم و اندیشههای مختلف دارند و تا حدود زیادی قادرند اندیشههای بسیاری را در اذهان پرورش دهند. توجه رسانههای جمعی به موضوعات معین موجب میشود که اهمیت آن موضوعات از نظر مردم افزایش یابد.
این امری است که رسانه را در مورد بسیج عمومی مردم درباره موضوعات مختلف قابل استفاده میکند.
بنابراین وظایف زیادی را میتوان در باب فرهنگ سازی برای مصرف تولیدات داخلی متوجه رسانه البته همراه با اقدامات و برنامهریزیهای دولت و در نهایت مردم دانست. وظایفی که این سه باید با همکاری متقابل در عملی شدن اهداف و همکاری با نهادهای برنامه ریز پیش گام باشند.
برای تعریف کالای ایرانی اختلاف نظر وجود دارد؛ عدهای معتقدند کالایی، کالای ایرانی اطلاق می شود که عموماً کارگر، منابع و مواد اولیه ایرانی داشته باشد؛ یعنی ارکان تولید در آن اتفاق افتاده باشد. در کشورهایی که می خواهند جهش در صنایع تولیدی ایجاد کنند، یکی از راه های ایجاد جهش همین راه یا تولید 50-50 است. به همین دلیل هم باید گفت که هیچ کشور در حال توسعه ای در جهان امروز نمی تواند یافت که همه چیز را خودش تولید کند.
در دنیای امروز، زنجیره ای به نام زنجیره جهانی تولید وجود دارد که مفاهیم کالای تولید ملی را تغییر داده است، یعنی در گذشته اصطلاحاً پتانسیل و نیروی کار، تولید ملی را ایجاد می کرد، اما امروزه ارزش افزوده و دانش تولید ملی را ایجاد می کند.
باید اذعان داشت که اطلاعات در حال تبدیل شدن به کالا است و برخی کالاهایی که ارزش افزوده بسیار بالایی در اقتصاد ملی دارند، اصلا کالا نیستند و محصول خدمات محسوب میشوند.
پس در بحث کالای تولید داخل بسیار اختلاف نظر وجود دارد، اما آنچه مورد تاکید رهبر معظم انقلاب در سال 97 است؛ این است که به دلیل اینکه برخی صنایع خارجی از شرایط اقتصاد کشور بهره برداری کردند و از طریق کارگر ارزانتر با هزینه های ارزانتر؛ کالاهایی که ساخت ایران نیست و صادر هم نمی شود و اساساً واردات است، با چند عمل ساده مثل وصل کردن، چسب کردن، پیاده کردن و. در داخل کشور واردات انجام دادند که همچنان از آن محل ما وابسته هستیم و نام آن را تولید داخلی گذاشتند که متاسفانه انواع و اقسام تندیس ها، همایش ها و تقدیرها از آنها به عمل می آید و تنها باعث ایجاد اشتغال نسبی گردید.
اما آن چیزی که ما از آن به عنوان تولید یاد می کنیم، تولیدی است که کارگر ایرانی آن را تولید کرده است. در بخش مواد اولیه در همه جای دنیا وابستگی وجود دارد، در هیچ کجای دنیا مواد اولیه را خودشان تولید نمی کنند؛ اما شاخص های نسبی تولید با توجه به اینکه تگذار آن؛ وزارت صنعت، معدن و تجارت است، در سند راهبردی وزارت صنعت تبیین و مشخص شده که به چه کالاهایی کالای تولید ملی اطلاق می شود که یک گستره بسیار بالایی را در حوزه تولید صنعت، خدمات بازرگانی و حتی حوزه ترانزیت دارد و اینها هم شاخص هایش بر اساس گروه های کالایی، کالاهای بادوام، کالاهای مصرفی، کالاهای واسطه ای طبقه بندی شده است. به زبان ساده کالاهایی، کالاهای تولید داخل نام دارد که ساخت تولید داخل باشد و بارکد اول آن 626 باشد.
در کشور ما باوری بوجود آمده که کالایی که وارد کشور می شود، کالای با کیفیت تر از کالای تولید داخل است. این باور از دهه 30 و 40 در اذهان افکار عمومی جامعه شکل گرفت؛ یعنی زمانی که ایران به سمت صنعتی شدن قدم گذاشت که هر کالایی که از جهان غرب وارد کشور میشود؛ خاص، با کیفیت و هم تمدن کالایی با خود به همراه دارد. متاسفانه مسئولین امر در آن دوره هم تلاش نکردند که این باور را تغییر دهند. کمکم این باور به مراتب بعد از پیروزی انقلاب تغییر کرد و به این سمت سوق داده شد که ما هم میتوانیم تولید داخل داشته باشیم. به عنوان مثال الان همه بر این باور هستیم که کشور ما قدرت موشکی منطقه را دارد. همچنین برخی کالاهای خوراکی هم منشاء ملی دارند مثل سس گوجه فرنگی خرسی که همه علاقمند به آن هستیم.
متاسفانه مردم ما به برخی کالاهای وارداتی، گرايش ويژه اي دارند و تا زمانی این روندها در کشور ما اتفاق نیافتد، واردات ما شکل میگیرد. به عنوان مثال با خرید تخم مرغی شانسی برای کودکان خود که اغلب هم در طول سال چندین بار رخ می دهد، تولید داخلی را نابود می کنیم. به همین سبب باید این باور را از همان سطوح فکری 2 الی 3 سال در فرزندان خود فراهم کنیم که تنها از تولید کالای داخل استفاده کنند و به جای خرید تخم مرغ شانسی که هم باور غلط شانس و اقبال را در اذهان فرزندان فراهم می کند و هم تشویق به خرید کالای وارداتی می کند را از بین ببریم.
یک نکته ی دیگری که این بیشتر به مردم مربوط میشود، مصرف محصولات داخلی است که من بارها در سخنرانی های اوّل سال و غیر آن تکرار کردم، الان هم به شما عرض میکنم: محصولات داخلی را مردم مصرف کنند؛ نروند دنبال این نشانه ها. حالا مُد شده است بگویند بِرَند» است، بِرَند فلان؛ بِرَند چیست! بروید سراغ مصرف تولیدات داخلی. آن چیزهایی که مشابه داخلی دارد، متعصّبانه و با تعصّبِ تمام، ملّت ایران، خارجیِ آن را مصرف نکنند. این را من فقط برای یک عدّه ی خاص نمیگویم؛ خب بله، وقتی ما میگوییم، یک عدّه متدیّنین فوراً گوش میکنند حرف را، پیغام هم میدهند فلان چیز راکه خارجی است بخریم؟ فلان چیز را نخریم؟ من فقط برای متدیّنین و افرادی که برای حرف ما حجّیّت شرعی قائلند، این را نمیگویم؛ من این حرف را برای هرکسی میگویم که به ایران علاقه مند است، به آینده ی کشور علاقه مند است، به فکر بچّه های خودش است که بنا است فردا در این کشور زندگی کنند. شما مصنوعات خارجی را که مصرف میکنید، در واقع کمک میکنید به اینکه حجم آن بنگاه خارجی، آن کارگر خارجی، آن سرمایه دار خارجی، مدام بیشتر بشود و تولید داخلی ضربه بخورد، شکست بخورد. این را به همه ی مردم، بخصوص آن کسانی که مصارف زیادی دارند[میگویم ]؛ دولتی ها هم همین جور؛ دولتی ها هم در مصارف دولتی، در اشیاء مصرفی ای که در ساختمانها، در چیزهای گوناگون مصرف میکنند
درباره این سایت